**حذف
تمام آنچه که از من باقیست...
|
**حذف
بارونم میومد....تازه برف پاک کن هم خوب کار نمی کرد
واسه چی؟...به چه انگیزه ای پا تو جاده ای گذاشتی که ....
مسیرت از اول معلوم بود درست....
راهنمای درست هم می زدی درست...
می دونم که هیچ چیز ناپاکی تو دلت نبود... می دونم که همه چیزو واسه همه کس روشن کرده بودی....می دونم که به همه سپرده بودی کجا می خوای بری و دلتو هم با خودت نمی بری...
درسته... من تو بودم و تو من و هر دو می دونیم اصل ماجرا چی بود... اما...
الآن خیلی خسته ای... منم خسته ام... چون من توام و تو منی
تا کی باید برای اشتباه های کوچیک تقاص های بزرگ پرداخت؟...
