تبليغاتX
درخت کوچک من
درخت کوچک من

تمام آنچه که از من باقیست...

Home Email Archive Designer

-:فرض کن می خوای واسه یه مدت کوتاه خیلی کوتاه برای خودت تنها باشی...زندگیتو با تمام آدمای رفته و نرفته اش ول کنی و بشینی یه گوشه و نیگاش کنی...

_چی رو نیگا کنم؟.

-:خودتو ...زندگیتو...و آدمای رفته و نرفته اش...

_که چی بشه؟

-:که از همه چیز رها بشی...خودت باشی و خودت...حتی بدون خودت...سبک...بی هیچ فکر و خستگی...که ذهنتو از همه قسمتهای عذاب آور زندگیتو آزاد کنی...

_باشه...می تونم فرض کنم

-:خب..حالا چی کار می کنی؟...

_اومممم...سازمو می فروشم...و واسه 2 ماه دیگه یکی بهتر سفارش می دم

-:سازمو فروختم

_گوشیمو می اندازم یه گوشه

-:انداختمpause

_تمام پوستر ها...قاب عکس ها..گل های خشکیده...لباس ها...عروسک ها...هدیه ها...جعبه ها ...دستنوشته ها رو از دور و برم جمع می کنم و می بخشم به یکی

-:بخشیدم

_دور و برم رو تا حد امکان خلوت می کنم

-:خلوت کردم

_به اونهایی که ممکنه بی خبری از من نگران یا ناراحتشون کنه خبر می دم

-:خبر دادم

_یه کتاب خوب...یه چند تا نوار و سی دی آماده می کنم که در مواقع بحران به دادم برسند

-:آماده کردم

_خب...فکر کنم دیگه آماده ای...

-:اوهوم....

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1385/09/13 ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط نوشین |


قراره هر قصه ای که یه روز شروع می شه تموم بشه...قراره تو با این فرض یه کتاب قصه رو باز کنی که بدونی یه روز تمومه...

اما قرار نیست تا ابد درگیر قصه بمونی...قرار نیست بعد از تموم شدنش دیگه هیچ کتابی رو باز نکنی...قصه چه خوب...چه بد ...حالا تموم شده...فکر یه کتاب دیگه باش...این بار قبل از باز کردنش مطمئن باش همون کتابی هست که می خوای...

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1385/09/06 ساعت 6:2 بعد از ظهر توسط نوشین |


Home | Archive | Email