متاسفم اما باید یه روز دیگه آپ کنم...
نوشین
به پرواز شک کرده بودم....
تمام آنچه که از من باقیست...
|
متاسفم اما باید یه روز دیگه آپ کنم...
نوشین
به پرواز شک کرده بودم....
همیشه به این فکر میکنم که اگه روزی این دو تا دیگه نخوان با هم بمونن باید چی کار کنن...یعنی تا ابد اسیر جبر زمونه می مونن؟همون جبری که دو تا آدمو سالها از هم دور نگه میداره؟
پ.ن کلی حرف که نه یه کم حرف درباره ی سفر احمدی نژاد دارم...که حتما تو پست بعدی براتون می نویسم...
ارنستو خیلی دوست داشتم میومدی و واسه این یکی پست هم نظرتو می دادی...چون همیشه سعی می کنم بهترین پست هامو(از نظر خودم) اونقدر نگه دارم که بهترین دوست هام هم نظرشونو بدند...همه هم اومدن...اما..خوب...نمی خوام دیگه زود قضاوت کنم(سال جدیده و آدم بهتر!!) فقط می خواستم بدونی...
نوشین
اگر چه اسیرست،
باز آرزوی پر زدنش هست...
اینک ستما!
که مرغ هوا را از یاد رفته است
دریغــــــا...
رویای آشیانه ای در ابر

نوشین
**تـــــــولدت مبــــــــارک**

نوشین

بهـــــــــــــــار تازه به بــــــــرگ خــــزان چه خواهد کرد؟...!