از زمستون بي برف بدم مياد...از هواي سرد موذي سوز دار که از هزار تا لايه لباس بافتني ميگذره و مريضم مي کنه بدم مياد....از سرما خوردگي بدم مياد...از اينکه گلوم مدام سوزش داشته باشه...از اينکه نتونم آب دهنمو درست قورت بدم، بدم مياد...از آدمايي که زورزورکي بهم ابراز محبت مي کنن بدم مياد...از آبريزش بيني بدم مياد...از سردرد و سنگيني سر بدم مياد...از سينوزيتام بدم مياد...از تويي که مدام منو تعقيب مي کني....آدم مي فرستي...مدام آمارمو مي گيري بدم مياد...از امتحاناي 300 صفحه اي بدم مياد...از تو که گذشت و صبوري منو به حساب خريتم مي ذاري بدم مياد...از تو که مدام از سادگي من سواستفاده مي کني بدم مياد...از گربه ي سياه که چشماي سبز براق داره و بهم زل مي زنه بدم مياد...از تو که هر وقت از کنارت رد مي شم منو جوري نگاه ميکني که انگار هيچي تنم نيست بدم مياد...مي دوني؟ازت متنفرم...ازت متنفرم...وقتي که هر دفعه که منو ميبيني ياد همه ي بدبختي هات ميفتي و انتظار داري من همشو حل کنم...از تو که هر وقت زنگ مي زني..اس ام اس مسزني و يه پسوند بي معرفت به اسمم اضافه مي کني بدم مياد...از خط لب پررنگي که هر روز 3 سانت بالاي لبات مي کشي بدم مياد...از قهقهه هاي بلندت بدم مياد...زيادي رنگ عشوه دارن...از خون دماغ بدم مياد...از لک شدن لباس بدم مياد...از فيلماي سانسور شده که به گند کشيده مي شن بدم مياد...از آدماي بد قول بدم مياد...از سوسک با اون دست و پاي چندش آورش بدم مياد...از صداي قرچ له کردنش
*******
پ.ن1:نوشين مريضه...سرماي بدي خورده...تب داره...آنزيماي بدن در دماي 45 درجه غير فعال مي شن...نترس تبش زياد نيست...39.5 درجه...تب..نشانه ي مبارزه ي بدن با ميکروب...پس اين لرز لعنتي چيه؟...ندا می گه:من نمي دونم اين وبلاگ چي داره که تو با حال نزارت اينجا نشستي و مي نويسي...نوشين نمي دونه اين وبلاگ چي داره...فقط تو رفت و آمد بين تب و لرز احساس کرد اگه بلند شه و بنويسه يه کم حالش بهتر مي شه...از هذيوناش کمتر مي شه...نو شين 3 شبه که داره تب مي کنه...3 شبه تا صبح پاشو تو لگن اب گذاشته و چند لحظه بعد يه لحاف دورش پيچيده...سرش سنگينه...اما فقط مي خواد بنويسه...دلش يه ليوان بزرگ چايي کمرنگ داغ مي خواد...نه...يه رختخواب خنک مي خواد...که داغي بدن تبدارشو به خنکاي ملافه ها بده...آره...آلان تنها آرزوش همينه...يه بالش خنک که دستاشو زيرش ببره و سر داغشو توش فرو کنه...
پ.ن2:مي توني هذيون گفتن يه آدم مريضو ببخشي؟؟
پ.ن3:هم رفتم بهشت رضا، هم رفتم عروسی...توضیحش واسه بعد
نیازمندیــــها:
شما یک طراح قالب وبلاگ سراغ ندارید...که سرش خلوت باشه...بشه راحت پیداش کرد...و سفارش ساخت یک قالب داد؟
ميشا؟؟؟...نوشين!


