می دونستم وقتی عصبانیم نباید حتی یک کلمه حرف بزنم
می دونستم وقتی عصبانیم باید یه نفس عمیق بکشم و چند لحظه به چیزی فکر نکنم تا آروم بشم...
من خیلی چیزای دیگه هم می دونستم
اما نمی دونم چرا یه لحظه اشتباه کردم....
فقط معذرت !
پ.ن: هنوزم باورم نمی شه اون صدا مال من بود
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/04/20ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط نوشین
|
نه اینکه یادم بره دیروز ۱۰ تیر بود و دومین سال تولد اینجا
نه اینکه یادم بره تو این دو سال چقدر همه چیز تغییر کرده...من...زندگیم...عقایدم
نه اینکه یادم بره چقدر الان نسبت به این دوسال خوشبخت ترم و آزاد تر و رها تر
نه اینکه ....
نه هیچ چیز یادم نرفته....فقط می خوام هر چه زودتر از اینجابرم
اما بازم هیچ چیز باعث نمیشه یادم بره تولد وبلاگمو تبریک بگم....
+ نوشته شده در دوشنبه
1386/04/11ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط نوشین
|
حواست هست؟
که برگ ها می میرند؟
ولی درخت می سوزد
به جرم بی خیالی پاییزی
به جرم خواب زمستانی ...
خالی از آب
از سیب
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/04/03ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط نوشین